شجاع

407

أنيس الناس ( فارسى )

التفات و اسلوب انتقال بيان مىكند و اين طريق را « اسلوب حكيم » مىخواند . حكايت روزى حجّاج ، قبعثرى را كه يكى از ندماى او بود به طريق عتاب و وعيد گفت « لا حملنّك على الادهم » يعنى ترا به قيد و زنجير خواهم نشاند و اين وعيد را تنبيه بر جزم وقوع ، موكّد به سه تأكيد گردانيد . لام و نون و جملهء فعليّهء استقباليّه كه دلالتى بر دوام و تجدّد دارد و حال آنكه « ادهم » را همچنانچه اطلاق بر « قيد » مىكنند بر « اسپ سياه » نيز مطلق مىگردد . پس قبعثرى ارخاى عنان كرد و تجاهل نموده گفت « مثلك الكريم حمل النّاس على الادهم و الاشهب » ، يعنى مثل تو كريمى هرآينه مردم را بر اسپ سياه و اسپ سفيد نشاند ! و « اشهب » را مقارن به « ادهم » گردانيد تا در دلالت بر « اسپ » اقوى باشد از دلالت بر قيد ، تنبيه برآنكه قبعثرى از « ادهم » به غير از « اسپ » چيزى فهم نكرده و وعيد او را به وعد بازآورد و ظاهر گردانيد . پس حجّاج گفت « انه حديد » ، يعنى مقصود من به ادهم « آهن » است و حال آنكه همچنانچه « حديد » را بر آهن اطلاق مىكنند بر « تند و تيز » نيز مطلق مىگردد . چنانچه گويند « فرس حديد » و بر تقدير ارادهء معنى ثانى فصلى باشد به معنى فاعل از حدّت . ديگر قبعثرى همچنان تجاهل نموده در جواب گفت « هو ان يكون حديدا خير من ان يكون بليدا » ، يعنى اگر اين ادهم تند و تيز باشد به كه كند و كسلان ! و همچنين « بليد » را مقارن به « حديد » گردانيد تا در دلالت